ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

26

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

داشته باشد معنى آن را مى فهمد . در نظر و به عقيده من بعيد نيست كه امير المؤمنين عليه السلام با اين سخن قائم آل محمد ( ص ) را اراده فرموده باشد كه پس از آنكه خداوند او را بيافريند در آخر زمان ظهور خواهد كرد ، هر چند هم اكنون هم موجود نباشد . در سخن على عليه السلام سخنى نيست كه دلالت بر وجود آن خليفه در آن زمان باشد و به هر حال همه فرقه‌هاى مسلمان در اين موضوع اتفاق نظر دارند كه دنيا و تكليف جز با ظهور او منقضى نمى شود . اما مقصود از جملهء « الا انه قد ادبر من الدنيا ما كان مقبلا » « هان آنچه از دنيا كه مايه سعادت و اقبال بود اينك پشت كرده و مايه ادبار گرديده است » اين است كه هدايت و راه راست كه به روزگار رسول خدا ( ص ) و خلفاى آن حضرت آشكار و روى آور بود اينك با استيلاء معاويه و پيروانش پشت كرده است . البته در نظر ياران معتزلى ، معاويه منسوب به الحاد و مطعون در دين است و پيامبر ( ص ) دين او را مورد طعن قرار داده است كه شيخ ما ابو عبد الله بصرى در كتاب نقض السفيانية خود كه در رد جاحظ نوشته است آن روايات را آورده است و فراوان است و بر اين موضوع دلالت دارد و ما آنها را در كتاب مناقضة السفيانيه آورده‌ايم . احمد بن ابى طاهر در كتاب اخبار الملوك خود چنين آورده است : معاويه شنيد مؤذن اذان مى گويد و سه مرتبه گفت : « اشهد ان لا إله الا الله » همين كه موذن گفت « اشهد ان محمدا رسول الله » معاويه گفت : اى پسر عبد الله خدا پدرت را بيامرزد چه بلند همت بودى و براى خود خشنود نشدى و نپسنديدى مگر اينكه نام تو مقارن با نام پروردگار جهانيان باشد آن گاه على ( ع ) مى فرمايد « اين اخوانى اين عمار . . . » برادرانم كجايند ، عمار كجاست » عمار بن ياسر ، نسب و برخى از اخبار او وى عمار بن ياسر بن عامر بن كنانة بن قيس عنسى مذحجى است . كنيه‌اش